شهاب الدين احمد سمعانى

115

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

تو را در وجود آورندى و دست گرفتندى و به بهشت بردندى 65 ، ذرّه‌اى لذّت نيافتى . دليل بر اينكه آدم رفت و لذّت نيافت آن روز كه بر تخت بخت در فردوس اعلى بنشينى و پاى گرد زنى ، و منقاش لطف بگيرى و خار يكان‌يكان از پاى بيرون كنى 66 و مىگويى : دريغ كه اين خار در پاى شد و در جان نشد . روندگان لذّت آنگاه بيابند كه به مقعد صدق و معهد لطف رسند و او جلّ جلاله به خودى خود ندا مىكند كه اى دوستان ما رنجكهاتان رسيد بعينى ما يتحمّل المتحمّلون و من اجلى اعزّ علىّ ما تحمّلتم . آن رنجكها 67 كه به شما رسيد من مىديدم ، آنگاه داود را گويد : قم فمجدنى بذلك الصوت الرحيم . يكى دوستان ما را در بوستان لطف به آواز خوش خويش 68 ميزبانى كن ، مايدهء رحمان / a 36 / و دعوت چنان و ضيافت چنان و سماع چنان و قبول چنان ، مزامير انس فى مقاصير قدس بانواع التّحميد و الوان التمجيد . مريد به مراد رسيد آب به آب‌خانه باز شد ، مرغ به سوى آشيانه شتافت ، دودها برخاسته ، گردها بنشسته ، كار به اين باز آمد كه العبد و الرّبّ و الرّبّ و العبد . اختلاف نسخه‌ها